پایگاه اطلاع رسانی استاد شيخ علي زند قزويني - 17
img
درباره سايت
مشاهده مطالب سايت

درباره سايت

img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

پيوندها، روزانه ها و ...

امکانات سايت

مطالب سايت

img img

علامه سیّد شرف الدّین، نویسنده کتاب گران سنگ المراجعات و کتاب النص و الاجتهاد در توصیف ویژگی های حضرت زهرا علیهاالسلام ، با اشاره به خطبه های ایشان، می فرمایند: «حضرت زهرا علیهاالسلام دارای حجت ها و براهین رسا و کاملی است که دو خطبه آن حضرت این حقیقت را ثابت می کند. همان گونه که قرآن را به دو فرزند خود می آموختند، ایشان را به فراگیری و حفظ این خطبه هاتشویق و ترغیب می نمودند». 

این دو خطبه یکی همان خطبه ی مشهور فدکیه است که دختر پیامبر آن را در مسجد بیان کردند و دیگری خطبه ای هست که برای بانوان بیان نمودند و به حق اگر کسی این دو خطبه را بخواند درد امت اسلام و درمان آن را تا قیامت خواهد دانست.

بی جهت نیست که علامه شرف الدین این خطبه ها را از نظر اهمیت و اهتمام اهل بیت به آنها  همسنگ با قرآن معرفی میکند.

امید است سخنرانان و نویسندگان و اصحاب رسانه در فاطمیه ی پیش رو این دو خطبه را به مناسبت های مختلف معرفی کنند و به بعضی از فرازهای آن بپردازند. البته بر هر پدر و مادری هم لازم است که فرزندان خود را با محتوای این خطبه ها آشنا کنند.

شیخ علی زند قزوینی

السلام علی اول مظلوم قد غصب حقه.

مولا امیرمومنان علی بن ابی طالب علیه السلام طبق نقل مورخین شیعه و سنی در شب ۱۹ رمضان سال ۴۰ ه ق درمسجد کوفه در وسط نماز صبح با شمشیر اشقی الاشقیاء مضروب واقع شدند و در شب ۲۱ رمضان همان سال - ۴۰ ه ق-  هم به شهادت رسیدند.

اکنون در رمضان سال ۱۴۴۰ ه ق هستیم. یعنی دقیقا در چهاردهمین قرن شهادت مولا علی قرار گرفته ایم. و هزار و چهارصدمین سال شهادت امام المسلمین را به سوگ نشسته ایم.

اگر با گوش دل یا حتی با گوش تاریخ خوب بشنویم متوجه میشویم که :

۱۴ قرن است که....

 

(متن کامل نوشتار در کانال زیر موجود میباشد)

با کانال تلگرامی ما همراه شوید :

@zandqazvini


شیخ علی زند قزوینی

به مناسبت ایام ولادت حضرت عیسی به روایتی از آن حضرت که امام صادق آن را نقل کرده اند میپردازم. این حکمت در بر گیرنده ی دو مطلب مهم هست که هر دو درد امروز جامعه ی ما هست. اول اینکه از ریا دوری کنیم و دوم اینکه بدانیم که همانطور که خورد و خوراک رزقی معین از طرف خداست توفیق عبادت هم همینطور هست. 

تذکر میدهم که این روایت حضرت مسیح به برکت امام صادق هست وگرنه این سخن در اناجیل موجود نیامده.

كانَ عيسى عليه السلام يقولُ لِلحَوارِيِّينَ: إذا صامَ صَوما أحَدُكُم فَلْيَدهُنْ رَأسَهُ و لِحيَتَهُ، و يَمسَحْ شَفَتَيهِ بِالزَّيتِ لئلاَّ يَرَى الناسُ أنّهُ صائمٌ، و إذا أعطى بيَمينِهِ فَلْيُخفِ عن شِمالِهِ، و إذا صَلَّى فَلْيُرخِ سِترَ بابِهِ، فإنّ اللّهَ يُقَسِّمُ الثناءَ كما يُقَسِّمُ الرِّزقَ.

 

عيسى (ع) به حواريان مى فرمود: هرگاه يكى از شما روزه گيرد، سر و ريش خود را خوش بو كند و لبهايش را روغن مالد تا مردم پى نبرند كه روزه دارد و هرگاه با دست راست خود بخشش كرد آن را از دست چپ خود مخفى بدارد، و چون نماز خوانَد پرده درِ اتاقش را بيندازد؛ زيرا خداوند است كه ستايش [خلق از كسى] را تقسيم مى كند، چنانكه همو روزى را تقسيم مى كند.

شیخ علی زند قزوینی 

منبع: عده الداعی ، صفحه 220

در آستانه ی میلاد حضرت مسیح به نکته ای درباره ی ایشان اشاره میکنیم. برای حضرت عیسی القاب متفاوتی در مسیحیت گفته شده است، که خیلی از این اسم ها ساخته ی شاگردان و تابعین او و نویسندگان اناجیل هست و واقعیت ندارد، ولی اسامی معروف ایشان در بین مسیحیت عبارتند از: «عیسی» که در اصل «یسوع» بوده به معنی «نجات دهنده» و یهودیان آن را «یسوس» می خواندند و در عربی هم «عیسی» می گویند و اسامی دیگری هم برای ایشان گفته اند مانند؛ بنده خدا؛ منجی؛ راه حقیقت، شبان؛ نیکو؛ کلمه خدا؛ زندگی و… اما در قرآن تنها دو نام برای ایشان آمده است یکی «عیسی» که ۲۳ بار در قرآن آمده است و دیگری «مسیح» که ۹ بار در قرآن ذکر شده است.

 

در قرآن آمده است: «إِذْ قالَتِ الْمَلائِکهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُک بِکلِمَهٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ؛ [یاد کن‏] هنگامی‏[را] که فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تو را به کلمه‏ ای از جانب خود، که نامش مسیح، عیسی بن مریم است مژده می‏دهد، در حالی که‏[او] در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان‏[درگاه خدا] است»(آل عمران، ۴۵) که هم نام مسیح و هم نام عیسی بن مریم در آن آمده است و جالب است که همواره «عیسی بن مریم» گفته است.

ولی در منابع اسلامی سخن از القاب دیگری هم شده که قابل تاملند. مثلا در برخی روایات از عیسی با عنوان : (معلم الخیر) یاد شده.

شیخ علی زند قزوینی

در سالروز عید ولادت حضرت عیسی بن مریم قرار داریم . قطعا امروز یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان همراه با دو میلیارد و اندی مسیحی از این ولادت در جشن کریسمس شادمانند. چرا که به باور مسلمین یکی از بزرگترین انبیای اولوالعزم پروردگار متولد شد. و به باور مسیحیان خداوند متولد گردید !!! حالا اینکه خداوند مگر متولد میشود و به دنیا می آید و میمیرد سوالاتی هست که هر عاقلی که با توحید آشنایی دارد محال بودن این امور را میفهمد. 

آری خداوند متولد نگردید عیسی مسیح فرستاده ی خداوند به دنیا آمد . و دروغ بودن نسبت الوهیت به مسیح از خورشید واضح تر است.

عیسی یا همان یسوع که در کتب اناجیل از او با عنوان  معلم یاد شده. و در روایات ما هم گاهی او را با همین لقب یاد کرده اند. چون او همواره کوشید تا با کلمات وحیانی خویش مردمان را از جهالت برهاند به او لقب معلم دادند.

اما جالب اینکه همه ی کلمات و سخنان آن رسول بلند پایه در انجیل نیامده بلکه برخی از آنها را امامان مسلمین نقل و بیان کرده اند که مطالعه و خواندنش برای مسلمین درس آموز و برای مسیحیان تعجب برانگیز و برای هر انسانی چراغ راه است. و بهترین نوید برای وحدت ادیان است. 

من به مناسبت روز ولادت عیسی فقط به یک نمونه روایت ناب از امام صادق پیشوای شیعیان اشاره میکنم که حاوی نکته ای عجیب از کلمات پند آموز عیسی بن مریم است.

 

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام: إنّ عيسى بنَ مَريمَ عليه السلام قالَ: داوَيْتُ المَرْضى فشَفَيتُهُم بإذنِ اللّهِ، و أبْرَأتُ الأكْمَهَ و الأبْرَصَ بإذنِ اللّهِ، و عالَجْتُ المَوْتى فأحْيَيتُهُم بإذنِ اللّهِ، و عالَجْتُ الأحمَقَ فلَم أقْدِرْ على إصْلاحِهِ.

 

امام صادق عليه السلام: عيسى بن مريم گفت: بيماران را طبابت كردم و به اذن خدا آنان را درمان كردم، كورانِ مادر زاد و مبتلايان به پيسى را به اذن خدا بهبود بخشيدم، و مردگان را به اذن خدا زنده كردم، اما احمق را نتوانستم اصلاح كنم!!!

شیخ علی زند قزوینی 

منبع : الاختصاص، ص 221 .

درباره ي تعداد دقيق شاگردان امام صادق نظرهای گونا گونی وجود دارد؛ برخی عدد آنهارا فراتر ازشمار چهارهزار وبرخی کمتر ويا مساوی با چهار هزاروکمتر ازآن  دانسته اند؛ به هر روی جمع زيادي درحضورش کسب علم کرده اند.

البته تذکر دو نکته هم قابل توجه است. اول انکه وقتی گفته میشود شاگردان امام چهار هزار نفر بوده اند باید این میزان را بر اساس قلت نفوس و کمی افراد آن برهه دید نه بر اساس جمعیت امروز. دوم اینکه امام در زمانی این چهار هزار نفر را بر گرد کرسی درس خویش جمع کرد که خبری از رسانه ها و ماهواره ها و رسانه های جمعی امروز نبود و طبعا شهرت علمی امام صادق سینه به سینه و به کندی به عام و خاص مردم رسیده بود. لذا اگر آن روز با توجه به جمعیت کم بشر و فقدان رسانه ها آن هم با محضورات سیاسی حاکم بر جامعه کسی چهار هزار تن را بر گرد حلقه ی درسی خود جمع میکرد شق القمری بود که مانند نداشت.

رهبران فرقه های چهارگانه ی اهل سنت مستقيم وغيرمستقيم درشمار شاگردان حضرت دانسته اند:

"مالك" پيشواي فرقة مالكي ميگفت: مدتي نزد جعفر بن محمد رفت و آمد ميكردم، او را همواره در يكي از سه حالت ديدم: يا نماز ميخواند يا روزه بود و يا قرآن تلاوت ميكرد، و هرگز او را نديدم كه بدون وضو حديث نقل كند. در علم و عبادت و پرهيزگاري، برتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ بشري خطور نكرده است.[1]

"ابوحنيفه"، پيشواي مشهور فرقة حنفي، ميگفت: من دانشمندتر از جعفر بن محمد نديده ام.[2]

وسعت دانشگاه امام صادق ـ عليه السّلام ـ: "حسن بن علي بن زياد و شاء" كه از شاگردان امام رضا(ع) و از محدثان بزرگ بوده (و طبعاً سالها پس از امام صادق(ع) زندگي ميكرده)، ميگفت: در مسجد كوفه نهصد نفر استاد حديث مشاهده كردم كه همگي از جعفر بن محمد(ع) حديث نقل ميكردند.[3]

 

امام صادق(ع) با توجه به فرصت مناسب سياسي كه به وجود آمده بود، و با ملاحظه نياز شديد جامعه و آمادگي زمينة اجتماعي، دنبالة نهضت علمي و فرهنگي پدرش امام باقر(ع) را گرفت و حوزة وسيع علمي و دانشگاه بزرگي به وجود آورد و شاگردان بزرگ و برجستهاي همچون: هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مفضّل بن عمر، جابربن حيّان و... تربيت كرد كه تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته اند.[4]

 

هر چند وسعت علوم امام جعفر صادق قابل شمارش نيست چنانچه شيخ مفيد مينويسد: به قدري علوم از آن حضرت نقل شده كه زبانزد مردم گشته و آوازة آن همه جا پخش شده است و از هيچ يك از افراد خاندان او، به اندازة او علم و دانش نقل نشده است.[5] اما امام صادق(ع) بنابر نياز زمان خويش و توسعه علوم ديني و دفع شبهات از حوزه دين هر كدام از شاگردان خود را در يكي از رشته هايي چون: علم قرائت قرآن، علم تفسير، علم حديث، علم فقه، علم كلام، علم طب، علوم طبيعي، فلسفه، نجوم، رياضيات، علم اصول فقه، ادبيات و.. تربيت كرد و هنگام مراجعه بعضي از دانشمندان فرق، مذاهب و اديان ديگر جهت مناظره و پرسش و پاسخ به يكي از شاگردان خود ارجاع ميدادند.

 

شیخ علی زند قزوینی

 

پي نوشت ها:

[1] . حيدر اسد، الإمام الصادق والمذاهب الاربعه، ط 2، بيروت، دارالكتاب العربي،1390 هـ . ق، ج 4، ص 335.

[2].. نجاشي، فهرست مصنفي الشيعه، تحقيق: سيد موسي شبيري زنجاني، قم، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين، ص 40 - 39.شمس الدين محمد، تذكره الحفاظ، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج1، ص 166.

[3]..شمس الدين محمد، تذكره الحفاظ، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج1، ص 166. ،

[4] شيخ مفيد، الإرشاد، قم، مكتبه بصيرتي، ص 271؛ حيدر، اسد، همان كتاب، ج1، ص 69.

[5] شيخ مفيد، همان كتاب،ص 270.

آیت الله زند قزوینی استاد درس خارج فقه و اصول حوزه ی علمیه ی قم در درس خارجشان درباره ی شهادت حاج قاسم سلیمانی بیاناتی را فرمودند که قابل تامل است:

ایشان ضمن اینکه در درس خارج فقه خود این مصیبت بزرگ را به همه ی شاگردان و عموم مردم و خانواده ی شهید سلیمانی تسلیت گفتند فرمودند : چند نکته درباره ی سردار سلیمانی قابل دقت است.

اولا: فقدان چنین شخصیتی نه تنها برای مملکت ما مصیبت بود بلکه برای منطقه و کشورهای مختلف خصوصا ممالک اسلامی و خاصه ممالک شیعه نشین صدمه و فاجعه ای جبران ناپذیر بود.

ثانیا: به حق میتوان گفت که لقب شهید سلیمانی : ( مدافع الولایه ) بود. چرا که ایشان سالها زحمت کشید و در مقابل درندگان از صهیون و وهابیت و سلفیت جهاد کرد و حرم های اهل بیت و نیز نوامیس شیعه را در سختترین شرایط با جان و دل نگهبانی کرد‌.

ثالثا: انصافا شهادت ایشان سبب شد تا چهره ی غم و حزن شهر و مملکت و منطقه را بگیرد‌. و این نوع از غم ، صرفا مصیبت فقدان یک سردار معمولی نبود.

رابعا: این محبوبیت بسیار عجیب ایشان نشانه ی این بود که این شخص یک سرباز یا رزم آور و یا قهرمان جنگ نبود بلکه او (عارفی) بود که مصیبتش این چنین در قلب ها تاثیر کرد‌. آری سلیمانی عارفی بود که در دو بعد عرفان نظری و عملی راه رفته بود. و البته عرفان عملی او عمیق تر از عرفان نظری اش بود. 

خامسا: سلیمانی عزیز اهل دنیا و تبلیغات نبود. و وابسته به یک حزب و گروه هم نبود. او شخصیتی بود که صرفا منافع دین و مملکت برایش مهم بود. کسی یاد ندارد که او یک بار ادعایی یا تبلیغاتی برای خودش کرده باشد. در عوض خدا به او توفیقی داد که سابقه ندارد. پیکرش را در حرمهای اهل بیت از سامرا و کاظمین گرفته تا نجف و کربلا و مشهد و قم و حتی جمکران تشییع با شکوه کردند. این سزاوار چنین شخصیتی بود که پشت پا به دنیا زده بود.

سادسا: این نوع شهادت مظلومانه که ناجوانمردانه و در تاریکی شب رخ داد و ایشان را در غربت شهید کردند چیزی بود که برای چنین قهرمان مومن عارفی جز این نوع مرگ سزاوار نبود. و چه بد میشد که او در رختخوابش میمرد. هنیئا له ...

سابعا: شهادت ایشان تحولی ایجاد کرد که ما بدانیم اینکه در روایات آمده که کار ظهور امام زمان در یک شب مهیا میشود یعنی چه؟! فقط کافیست که جو حاکم بر عراق و ایران را قبل و بعد از شهادت شهید سلیمانی بررسی کنیم تا ببینیم که چگونه او مردم و شیعیان را متحد و یکپارچه کرد‌ و تفرقه ها را به اتحاد مبدل نمود. کاری که شاید با هزینه های زیاد و فعالیت های فراوان هم خیلی ممکن نبود او با خونش انجام داد.

ثامنا: این شهادت او و علقه ی عجیب مردم به ایشان و گریه های پی در پی  مرد و زن و کودک و جوان و پیر بر او نشانه و علامتی بزرگ برای صاحبان قدرت بود تا بدانند که روش و منش آنها چگونه باید باشد تا مردم به آنها علاقه مند شوند نه اینکه مردم از آنان فاصله بگیرند و نفرت پیدا کنند.

تاسعا: همه میدانیم که  او بسیار دلداده ی حضرت زهرا بود. و جلسه و هیئت با شکوهی را در ایام فاطمیه در تهران بر پا میکرد که زبانزد همه بود. و قطعا با شهادتش و تشییع با شکوهش در مقدمه ی فاطمیه اجرش را از مادر امام زمان گرفت.

به هر حال شهید سلیمانی هم بودنش و هم فقدانش برای شیعه و مردم منفعت ها داشت. خداوند او را در اعلا علیین مستقر بفرماید. و برای شیعه این مشیبت را جبران کند‌.

والسلام علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیا

 

سوز نی

 

کتاب شیطان پرستی

 
 

در سالروز مباهله قرار داریم. روزی که پیامبر اسلام با مسیحیان نجران بعد از بیان بسیاری از براهین و نشان دادن معجزات و ایمان نیاوردن آنان قرار بر مباهله گذاشت. البته آنان زیر بار نرفتند و مباهله را به مصالحه ختم کردند.

 

 در معنای ابتهال دو نظر است:

۱) یکدیگر را لعن کردن که میان دو نفر رخ می‌دهد.

۲) نفرین براى هلاک کسى. (۱)

 

دراین آیه،«مباهله» به معنى نفرین کردن دو نفر به همدیگر است. به این صورت که وقتى استدلالات منطقى سودى نداشت، افرادى که با هم درباره یک مسأله مهم دینى گفتگو دارند، در یک جا جمع مى‌شوند و به درگاه خدا تضرع مى‌کنند و از او مى‌خواهند که دروغگو را رسوا سازد و مجازات کند. (۲)

مباهله در لغت به معنی ملاعنه و نفرین متقابل می‌باشد.(۳)

و در اصطلاح به این معناست که «دو تن یا دو گروه بر علیه یکدیگر دعای بد کنند. پس هر کدام ظالم باشد حق تعالی وی را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود را بر وی فرستد و ذریه او را مستاصل کند و هلاک گرداند». (۴)

در حدیثی از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده که حضرت فرمود:

«خداوند عزوجل به من خبر داده که پس از مباهله عذاب بر گروه باطل نازل می‌شود و حق را از باطل مشخص می‌سازد».(۵) 

البته باز گشت این مطلب به برهان لطف است. که به مقتضای آن اگر هدایت مردم به لعنت و نابودی گروهی بستگی پیدا کند بر خداوند است که طرف مخالف حق را نابود کند. وگرنه خلاف لطف و هدایت است.

اما نکته ی این نوشتار این است که تصور نشود که مباهله صرفا مربوط به زمان رسول خدا یا خود آن حضرت بوده بلکه این در همواره بین اهل حق و باطل باز بوده و هست.

از روایاتی که درمنابع اسلامی نقل شده است، استفاده می‌شود که مباهله اختصاص به زمان رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)ندارد و در تمامی زمان‌ها قابل اجرا است. در حدیثی از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده که ایشان فرمود: اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذیرفتند، آن‌ها را به مباهله دعوت کنید. (۶).

 

شیخ علی زند قزوینی

 

منابع :

۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، انتشارات ناصرخسرو، ج۲، ص ۷۶۲ تا ۷۶۴. ۲.مکارم شیرازی،ناصر، پیام قرآن، دارالکتب الاسلامیه، ج۹، ص ۲۴۵

۳.ابن منظور، محمد بن مکر، لسان العرب، ج۱۱، ص۷۲.   

۴. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، ص۹۵، پاورقی به قلم مترجم به نقل از ابن هشام.

۵. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۱۶۷.    

۶.مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۸۹.    

صفحه قبل 1 2...13 14 15 16 17

img