پایگاه اطلاع رسانی استاد شيخ علي زند قزويني - 16
img
درباره سايت
مشاهده مطالب سايت

درباره سايت

img img img
سخن روز
بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست.
‐ حضرت علی علیه‌السلام
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان.
‐ دکتر علی شریعتی
آدمی ساخته‌ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می‌اندیشیده است.
‐ مترلینگ

پيوندها، روزانه ها و ...

امکانات سايت

مطالب سايت

img img

قَالَ رسولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): 

«قُمْ يَا عَلِيُ‏! ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ ... أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاه‏.»

 

«بر خیز ای علی! آنگاه با صدای بلند فرمود:... ای مردم! همانا الله مولای من و من مولا و سرپرست مؤمنان هستم، و من از مؤمنان به جانهایشان سزاوارترم، هرکس که من مولا و سرپرست او هستم، پس علی مولا و سرپرست اوست.»

منبع:

بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار عليهم السلام، مجلد ٣٣، صفحه ١۴٧، باب (١۶): کتبه الی معاويه و احتجاجاته عليه... .

در ایام سوگواری دخت امیرمومنان طبعا گویندگان و نوشتارها مملو است از فضیلت و کرامت زینب کبری سلام الله علیها. اما انچه تا کنون درباره ی آن حضرت توجه مرا به خود جلب کرده و برایم قابل تامل بوده سه نکته هست که اشارت میکنم :

اولین نکته بیان ابن عباس - پسر عموی پیامبر و صحابی آن حضرت و مفسر قرآن - است. که وقتی خطبه ی فدکیه ی حضرت زهرا را میخواهد نقل کند می گوید : (حدثتنی عقیلتنا زینب بنت علی) این خطبه را بزرگ ما زینب دختر امیرمونان نقل کرده است. 

توجه کنید ابن عباس با آن عظمت ، نیز با وجود بزرگان خاندان بنی هاشم از زینب کبری با تعبیر عقیله ی بنی هاشم یاد میکند! 

دوم اینکه علامه ی مامقانی در کتاب تنقیح المقال فی شرح الرجال به مناسبت نام حضرت زینب به عنوان یکی از محدثات حدیث هنگام معرفی دختر امیرمومنان مینویسد : ( زینب و ما زینب و ما ادراک ما زینب ) زینب و چیست زینب و تو چه میدانی که او کیست و او چیست ؟!!

سوم اینکه استاد مراجع تقلید مرحوم ایت الله سید ابوالقاسم خویی در کتاب رجالش هنگامی که به معرفی حضرت زینب در ضمن روات رسیده با یک کلمه حضرت زینب را معرفی کرده که عالمی حرف دارد. آن تعبیر این است که : ( و انها لشریکه الحسین علیه السلام) زینب شریک امام حسین است! 

گمان میکنم همین سه تعبیر برای شناخت صدیقه ی صغری زینب کبری ما را کفایت میکند.

شیخ علی زند قزوینی

 

در حدیثی از امام هادی علیه السلام آثار خدا ترسی بیان شده شده است. یکی از مهمترین این آثار این است که انسان خدا ترس که از خداوند اطاعت میکند این است که او مورد احترام و اطاعت بندگان قرار میگیرد.

گمان میکنم این حدیث گرچه برای همه ی مردم موثر و مفید است ولی برای افرادی که کار اجرایی و فرهنگی و دینی دارند کاربردی تر و لازم تر است. و اینان چون نیازمند به نفوذ کلام در بین مردم هستند هر چه خدا ترس تر باشند مردم بیشتر از آنان اطاعت خواهند نمود.

 

امام هادی فرمودند :

مَنِ اتَّقَى اللّهَ يُتَّقى، وَ مَنْ أَطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطَ الَمخْلُوقينَ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخالِقَ فَلْيَيْقَنَ أَنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الَْمخْلُوقينَ.

 هر كس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر كه خدا را اطاعت كند، از او اطاعت كنند، و هر كه مطيع آفريدگار باشد، باكى از خشم آفريدگان ندارد، و هر كه خالق را به خشم آورد، بايد يقين كند كه به خشم مخلوق دچار مى شود.

 

انشالله عامل به این حدیث نورانی باشیم.

شیخ علی زند قزوینی

در سالروز ارتحال جناب فاطمه ی ام البنین همسر امیرالمومنین و مادر حضرت عباس بن علی قرار داریم. کسی که مادر باب الحوائج است خود سهم ویژه ای در برآورده کردن حوائج درماندگان دارد. و چه بسیار کسانی که به این بانو متوسل شده اند و نتیجه هم گرفته اند. به مناسبت به کرامتی از این بانو اشارت میکنیم.

 

آيت اللّه حاج سيد طيّب جزايری از علما و بزرگان و محققان شیعه که در همسایگی منزل ما زندگی میکردند و سمت استادی بر حقیر داشتند روزی کرامتی از ام البنین برای خودشان پیش آمده بود که برای جمعی بیان کردند و بنده آن کرامت را برای دوستان نقل میکنم. فرمودند :

 

در سال 1341 ه ش در يكی از سفرهايم، يكي از عالمان پاكستان را در مشهد ديدم. از او پرسيدم: پس از زيارت مشهد چه مي كنيد؟ گفت: به پاكستان برمي گردم. گفتم: حيف نيست انسان از پاكستان تا مشهد بيايد، ولی زيارت عتبات نرود؟!

سخنم در او اثر كرد و بنا شد او هم با من به كربلا بيايد. از اين رو، با هم از مشهد به تهران آمديم و به سفارت عراق رفتيم، ولی آن جا اوضاع بسيار ناگوار بود و در دادن ويزا سخت گيری مي كردند. به همراهم گفتم: می خواهی كربلا بروی؟ گفت: پس برای چه از مشهد به تهران آمده ام؟ گفتم: هزار صلوات نذر حضرت ام البنين عليهاالسلام می كنيم، ان شاءاللّه ويزا مي دهند.

هر دو نذر كرديم كه هزار صلوات هديه ام البنين عليهاالسلام بكنيم. در همين حال همراهم گفت: من نامه ای برای سفير پاكستان دارم. بيا باهم اين نامه را به او برسانيم. به سفارت پاكستان رفتيم. در آن جا نامه را به سفير داديم. او بسيار به ما احترام كرد و پرسيد: از تهران به كجا می رويد؟ گفتيم: هر دو عازم عراق هستيم. البته اگر ويزا گير بيايد. گفت: اتفاقا من هم مي خواهم به عراق بروم. كمی صبر كنيد تا مداركم را آماده كنم.

پس از مدتی آمد و گفت: دو نامه به نام شما براي كنسول عراق نوشته ام. نامه را گرفتيم و نااميدانه به سفارت برگشتيم.نامه را به دربان سفارت داديم. دربان رفت و پس از مدتی با دو فرم برگشت و پرسيد: عكس را آورده ايد؟ گفتم: بله! سپس فرم های مخصوص را پر كرديم و همراه عكس و گذر نامه به آن شخص داديم.

بنا به گفته آن شخص، ساعت يك بعد از ظهر به جلو سفارت رفتيم. نخست اسمي كه صدا كردند، اسم ما دو نفر بود. با دلواپسی گذرنامه را باز كردم. ديدم ويزای سه ماهه زده اند. از خوشحالی اشك از چشمانم سرازير شد. سپس به زيارت عبدالعظيم حسنی عليه السلام رفتيم و صلوات ها را به روح حضرت ام البنين عليهاالسلام هديه كرديم.

شیخ علی زند قزوینی

در مقدمه ی ایام زیارت حج و بیت الله الحرام هستیم. شکی نیست که زیارت حج از شعائر دین اسلام و از بالاترین اعمال است. و در صورت استطاعت از واجبات شرعیست. و قصور و کوتاهی در آن از موارد گناهان کبیره است.

 

 اهميت انجام فريضه حج براي كسی كه به استطاعت رسيده و حج بر او واجب شده تا آنجاست که طبق روایات فریقین كسی كه حج بر او واجب شده اما به حج نرفته است، در هنگام مرگ مانند يك يهودی يا نصرانی از دنيا خواهد رفت.

 

قطعا حج به عنوان يك تكليف شرعی همانند نماز بايد مورد توجه باشد و حتی در روايات مطرح شده است كه اگر حج تعطيل و يا خلوت شد حاكم اسلامی بايد پولی را به افراد بدهد تا در مناسك حج شركت كنند.

 

اما زیبایی دین ما در آنجاست که برای آنان که از حج و زیارت بیت الله محروم هستند نیز اعمالی را تعیین کرده که از ثواب حج بالاتر و یا معادل آن شمرده شده اند.

 

در معارف اسلامي اعمال و اموری مطرح شده كه انجام آنها ثوابی برابر با يك و يا حتی چندين حج مقبول دارد.

 

مثلا زيارت امام رضا (علیه السلام) برابر و حتی بالاتر از حج است.

 در مورد زيارت امام رضا (علیه السلام) عنوان شده است كه كسی كه به زيارت امام رضا (علیه  السلام) مشرف شود مانند كسی است كه به حج مشرف شده است. 

تا جایی که روایت داریم که زیارت امام هشتم در ماه رجب معادل با یک میلیون حج مقبول است.

 

 پس چه خوب است به زیارت امام رضا برویم یا ثروتمندان بانی شوند و افرادی را که تا کنون به زیارت امام رئوف نرفته اند را به زیارت بفرستند.

 

نمونه ی دیگر اینکه روایت داریم كسی كه در مسجد قبا نماز بخواند ثواب عمره مقبوله را دارد.

 

در ضمن فراموش نکنیم که حج يك صورت و یک سيرت دارد و هر كسي به حج رفت به اين معنی نيست كه حاجي واقعی شده است.

 

در اشعار شعرا هم آمده است كه «كعبه آن سنگ نشان است كه ره گم نشود / حاجي احرام دگر بند ببين يار كجاست»؛ و يا «به طواف كعبه رفتم به حرم رهم نداند / كه تو در برون چه كردي كه درون خانه آيي».

 

چه بسا كسي كه در شهر خود باشد و اعمال نيك انجام دهد شكي نيست كه مي‌تواند ثواب اعمال حجاج را ببرد. 

 

از حضرت رسول (صلی الله علیه واله) نقل شده است كه هر فرزند نيكوكاری كه به پدر و مادرش با رحمت و عطوفت نگاه كند در برابر هر نگاه ثواب يك حج مقبول خداوند برايش منظور می كند؛ مردم سؤال كردند يا رسول‌الله اگر اينگونه باشد فرزند نيكوكار روزی صدها بار مي‌تواند با محبت به پدر و مادر نگاه كند، كه پيامبر (صلی الله علیه واله) فرمودند هر بار نگاه برابر يك حج مقبول است.

 

امام صادق (علیه السلام) نيز در باب نياز مومن فرمود‌ه‌اند: «برآوردن حاجت مومن برتر از ۱۰۰ هزار حج مقبول است با همه آدابش».

 

علم‌آموزی نيز ثوابی در حد حج دارد چرا كه در احاديث ائمه (علیهم السلام) آمده است كه فرموده‌اند: هر علمی را كه انسان از محضر علما و ائمه ياد بگيرد هر حرفش ثواب حج مقبول دارد.

 

طبق روایات اسلامی بازداشتن مومن از حرام ثواب ۷۰ حج مقبول دارد.

 در روايات حضرت رسول (صلی الله علیه واله) نيز آمده است: «گاه شما مي‌بينيد مومنی به يك كار حرام وادار مي‌شود، كسی كه مومنی را از حرام باز بدارد، برابر ۷۰ حج مقبول ثواب می برد».

 

با توجه به اين موارد مشاهده می كنيم كه اگر انسان اعمال خود را خدايی كرده به پدر و مادر محبت كند، در راستای امر به معروف و نهی از منكر تلاش كند، به دنبال علم‌آموزی باشد و علم دين را بياموزد، به برادران مومن خود كمك كند و يا به زيارت امام رضا (علیه السلام) برود، تمام اين موارد گاهی با يك، ۷۰، هزار، ۱۰ هزار و… دفعه حج مقبول برابری دارد.

 

یا حتی ثواب صلوات بر پیامبر و اهل بیت طاهرین نیز در این زمره شمرده شده است. مثلا روایت داریم که شخصی از امام صادق پرسید : من توفیق پیدا کردم به داخل خانه ی خدا مشرف شوم. جایی که محل ولادت مولا علی بوده است. و در آنجا اعمال و اداب داخل کعبه را بلد نبودم. و فقط صلوات فرستادم. آیا این صلوات فرستادن من ثوابی دارد؟! امام صادق فرمود: تو از زیارت حج برگشتی در حالی که ثواب کار تو افضل از تمام حجاج بود.

 

نمونه ی دیگر نمازی دو رکعتیست که در ده شب ایام ذی الحجه که حجاج مشغول اعمال حج هستند و دیگران در موطن خود کم توفیق از این زیارتند دستور داده شده که با آداب معینی که در مفاتیح آمده خوانده شود و نتیجه ی آن این است که خداوند ثواب حج از دست رفته را به خوانندگان این نماز عنایت میکند.

 

اما از همه ی انچه گفته شد بالاتر و والاتر زیارت حضرت سیدالشهداست. به تصریح ده ها روایت صحیح زیارت امام حسین بالاتر از ده حج و صد حج و هزار حج و میلیون حج شمرده شده است.

 

نتیجه اینکه اگر انسان نتواند به صورت حضوری در حج شركت كند تمام اين موارد می تواند انسان را از ثواب حج بهره‌مند كند. 

آنچه گفته شد نمونه هایی از موارد بود که در روایات شیعه و سنی آمده است. و همه ی مذاهب اسلامی بر اساس این احادیث اجمالا معتقدند که اعمالی وجود دارند که از نظر ثواب معادل و بالاتر از حج هستند.

 

البته بدیهیست که وقتی گفته مي‌‌شود عملی ثواب حج دارد، فرد نمی تواند بگويد با نگاه محبت‌آميز به پدر و مادر حج از من ساقط شده است، بلكه بحث حج به عنوان يك فريضه در جايگاه خود باقی است اما ثواب آن برابر با برخی از اعمال است.

شیخ علی زند قزوینی

ایام مبارک ۱۳ رجب و سالروز ولادت با سعادت امیرمومنان علی در دل کعبه است. منابع شیعه که گزارش ولادت مولا علی در کعبه را داده اند به کنار جالب آن است که منابع اهل تسنن نیز از کنار این ولادت با عظمت در دل کعبه به سادگی عبور نکرده اند و به آن پرداخته اند. 

در این جا فقط به ذکر سه نمونه از بیانات اعاظم اهل تسنن بسنده میکنیم:

 

1. حاكم نيشابوري:

 

حاکم نیشابوری از علمای بزرگ اهل سنت پیرامون ولادت حضرت امیر سلام الله علیه با ادعای تواتر چنین می نویسد:

فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه فی جوف الكعبة.

روايات متواتری وارد شده كه فاطمه بنت اسد ، اميرمؤمنان علی بن ابی طالب - كرم الله وجهه - را در داخل كعبه به دنيا آورده است.

المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص550

 

 

2. سبط ابن جوزی:

 

وی نیز یکی دیگر از عالمان اهل سنت است که پیرامون ولادت با سعادت آن حضرت چنین می نویسد:

وروی أن فاطمة بنت أسد كانت تطوف بالبيت و هی حامل بعلی (ع) فضربها الطلق ففتح لها باب الكعبة فدخلت فوضتعه فيها .

روايت شده است كه فاطمه بنت أسد ، در حالي كه باردار بود ، خانه خدا را طواف می كرد ، درد زايمان او را فراگرفت ، در خانه كعبه به روی او باز شد ، پس داخل خانه كعبه شد و فرزندش را به دنيا آ ورد .

تذکرة الخواص، ص 10

 

 3. مسعودی:

 

مسعودی از دیگر عالمان اهل سنت نیز در این مورد چنین می نویسد:

وروی أن فاطمة بنت أسد لما حملت بأمير المؤمنين (علیه السلام) کانت تطوف بالبيت فجاءها المخاض وهی في الطواف فلما اشتد بها دخلت الکعبة فولدته في جوف البيت.

و روايت شده است که فاطمه بنت اسد هنگامی که به حضرت علي عليه السلام باردار بود، در حال طواف خانه کعبه بود که درد زايمان سراغش آمد، هنگامی که درد زياد شد، وارد كعبه شد و فرزندش (حضرت علی عليه السلام) را درون کعبه به دنيا آورد.

اثبات الوصية، ص 142

 

 وی همچین در مروج الذهب چنین می نویسد:

وكان مولده في الكَعبة .

محل تولد علي عليه السلام ، خانه كعبه است .

مروج الذهب، ج 2 ص 273  

 

میسر نگردد به  کس این سعادت 

به کعبه ولادت به مسجد شهادت

 

شیخ علی زند قزوینی

در ایام هشتم شوال و سالروز تخریب قبور و گنبد و بارگاه امامان بقیع قرار داریم.‌  به جاست که در میان ادله ی فراوان مبنی بر جواز ساخت بنا بر روی مزار بزرگان و امامان به یکی از ادله ی قرآنی این باب اشارتی کنیم.

 

آنگاه كه سرگذشت اصحاب كهف پس از سيصد و اندي سال بر مردم كشف شد، همه مردم آن منطقه دور غار آنان را فراگرفته و به دو گروه تقسيم شدند: گروهي گفتند: بر روی قبر، بناي يادبودی بسازيم و آرامگاه آنان را با اين بنا گرامی بداريم. گروهی ديگر گفتند: بر روی غاری كه اجساد آنان در آن نهفته است، مسجد بسازيم. 

قرآن اين حقيقت را چنين بيان می كند: فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ربهم اعلم بهم قال الذين غلبوا علی امرهم لنتخذن عليهم مسجدا، كهف /21.

از اين آيه استفاده مي شود كه در آن زمان هم، بنا بر روی قبر امری رايج بود و هم مسجد سازی روی قبر، چيزی كه هست نظريه نخست مربوط به غير مومنين و نظريه دوم، مربوط به موحدان بوده است. گواه بر اين كه پيشنهاد دوم از آن موحدان بوده است، تاريخ معروفی است كه درباره زندگانی اصحاب كهف در كتب تفسير و تاريخ موجود است و آن اين كه آنان وقتی از خواب بيدار شدند، فردی را روانه شهر كردند، و او وضع شهر را دگرگون ديد و گرايش های مردم به مسيح را مشاهده كرد و تعجب كرد كه چگونه اين شهر كه مركز مشركان بود، بلكه وجود موحدان در آن غير قانوني به شمار مي رفت به چنين حالت و وضعی درآمده است، گويا براي تبيين يك چنين دگرگونی در اوضاع دينی می فرمايد: قال الذين غلبوا علی امرهم...، يعني كسانی كه بر گروه نخست پيروز شده بودند و مقصود اين است كه از نظر فكر و انديشه و ايدئولوژی پيروز شده بودند نه از نظر سياسی، و پيشنهاد مسجدسازی گواه بر اين است كه پيشنهاد دهندگان مردم متدين بودند و از اين نظر، بر گروه ديگر غلبه كرده بودند، نه اين كه اهل قدرت و سلطه بودند تا گفته شود: گفتار چنين گروه، شايسته پيروزی نيست.

بنابراين آيه از دو جهت مي تواند سند ما باشد: 

الف- از اين كه قرآن بنا بر مدفن اصحاب كهف را از زبان گروهی نقل می كند، بدون اين كه آن را نقد كند، واين خود نشانه مشروع بودن آن است. زيرا در غير اين صورت، آن را نقد می كرد. شما اگر به آيات قرآن نظری بيفكنيد آنجا كه گفتاری را از ديگران نقل می كند، در صورت غير صحيح بودن به نقد آن مي پردازد مگر اين كه بی پايگی آن روشن باشد- مثلا فرعون به هنگام غرق شدن در امواج دريا اظهار ايمان كرد و گفت: آمنت انّه لا اله الا الذي آمنت به بنوا اسرائيل و انا من المسلمين، يونس / 90

من ايمان آوردم كه خدايي جز آن كه بني اسرائيل به او ايمان آورده اند، نيست و من از مسلمانان هستم. قرآن براي اين كه ديگران نپندارند كه ايمان در چنين لحظاتي نافع و سودمند است، فوراً نقد مي كند و مي فرمايد: الان و قد عصيت من قبل و كنت من المفسدين، يونس/91

(آيا اكنون «ايمان آورده ای» در حالی كه در گذشته عصيان كردی و از مفسدان بودی).

 ب- قرآن، اين ديدگاه (بنای بر قبور به صورت مسجدسازی) را از جمعيت پيروز بر مشركان نقل می كند، و اين خود حاكی از آن است كه اين گروه چنين پيشنهادی را به عنوان حكم شريعت خود مطرح مي كردند و همگي مي دانيم كه شرايع سماوی از نظر اصول و قواعد كلی يكسانند و اختلاف، در كيفيت ها و جزئيات است از اين جهت فقها مي گويند احكام ثابت در شرايع پيشين برای ما حجت است، مگر اين كه دليل محكمي بر منسوخ شدن آن داشته باشيم.

بنابر این ساخت بنا بر فراز قبر امامان مسلمین در بقیع یا مزارهای دیگر نه تنها ایراد ندارد  بلکه قران این کار را جایز شمرده است.  پس وهابیت مدافع توحید نیست بلکه در توحید مغالطه میکند.

شیخ علی زند قزوینی

آیا صدیقه لقب عایشه است ، نه لقب فاطمه زهرا ؟!

 

اخیرا در بین گوینده گان و نویسندگان وهابی رایج شده که هنگام بردن نام عایشه او را صدیقه لقب میدهند ! البته این کار جدیدی نیست که القاب خاصه ی اهل بیت را ربوده و بر دیگران مینهند اما این مورد جدیدترین آنهاست !

  

ما فعلاً درباره لقب دختر گرامى پیامبر سخن نمى گوییم زیرا قطعاً او صدیقه طاهره است و پیشواى ششم حضرت امام صادق(علیه السلام) او را صدیقه مى خواند. (کافی جلد 1 باب مولد الزهرا حدیث 4) اما این که صدیقه لقب عایشه باشد، دلیلى بر آن نیست.

 

چگونه مى توان او را صدیقه خواند با این که قرآن درباره او و حفصه مى فرماید: ( إن تتوبا إلى الله فقد صغت قلوبکما وإن تظاهرا علیه فانّ الله مولاه وجبرئیل وصالح المؤمنین والملائکة بعد ذلک ظهیراً ). ( سوره تحریم ایه؛4).

 

«اگر از کار خود توبه کنید به نفع شماست، زیرا دلهایتان از حق منحرف شده و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید، کارى از پیش نخواهید برد، زیرا خداوند، یاور اوست و جبرئیل و مؤمنان نیکوکار و فرشتگان نیز در پى آنان از او پشتیبانى مى کنند».

 

آیا کسى که این نوع، مورد خطاب خداوند  عالم باشد، مى توان گفت: او صدیقه است؟ این آیه به اتفاق مفسران اهل سنت در مورد عایشه و حفصه وارد شده است.

 

در صحیح بخارى از ابن عباس نقل شده است که مى گوید: از عمر پرسیدم: آیا دو نفر از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) که بر ضد او دست به دست هم داده بودند، چه کسانى بودند؟ عمر گفت: حفصه و عایشه بودند، سپس افزود: به خدا سوگند ما در عصر جاهلیت براى زنان چیزى قائل نبودیم تا این که خداوند آیاتى را درباره آنان نازل کرد و حقوقى براى آنان قرار داد(و آنها جسور شدند). 

صحیح بخاری  جلد 6 صفحه 195 ذیل سوره ی تحریم.

 

شیخ علی زند قزوینی

گمان میکنم در دورانی که بحث حجاب و کش مکش پیرامون آن بالا گرفته بهترین فصل الخطاب برای هر مرد و زن مسلمان و محب حضرت زهرا مراجعه به دیدگاه حضرت زهرا در این مورد باشد. در میان همه ی روایات در این باره به باز خوانی حدیثی در این باب از دخت رسول الله میپردازیم که منابع شیعه و سنی به اتفاق آن را نقل کرده اند :

 

عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله علیها):

 

«خَیرٌللنِّساء أن لا یَرینَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ»

 

(وسائل الشیعه، ج 14، ص 43)

 

حضرت فاطمه زهرا فرمودند:

 

«بهتر است برای زنان که (تا حد امکان) مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند».

 

توضیح: جمعی از مسلمانان، اطراف پیامبر (ص) نشسته بودند که آن حضرت سؤالی را مطرح ساخت:

 

«ای شیء خیر للنساء؛ چه سیره‌ای برای بانوان بهتر است؟»

 

هر کس به فراخور معرفت خویش جوابی می‌داد، اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی‌ساخت. در آن هنگام، سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی با وقار و پر ذکاوت بود، با خود اندیشید که پاسخ این پرسش از سطح اندیشه حاضران فراتر است. از این روی در آن بحبوحه خود را به خانه فاطمه (س) که به مسجد پیامبر متصل بود، رسانید و پاسخ این سؤال را از آن حضرت جویا شد. حضرت زهرا (ص) در پاسخ، حدیث نورانی فوق را فرمودند. سلمان به میان جمع بازگشت و پاسخ را مطرح ساخت. پیامبر (ص) بلافاصله از او پرسیدند: «سلمان! این جواب را از که آموختی؟» عرضه داشت: از دخترتان فاطمه (س). پیامبر در آن هنگام فرمودند:

«جعلت فداهَا أبوها....ان فاطمة بضعة منی؛ پدرش به فدایش باد! به راستی که فاطمه پاره‌ای از وجود من است».

 

باید توجه داشت که حکم بیان شده در این حدیث، یک توصیه اخلاقی و رجحانی است، نه یک حکم تکلیفی و قانونی؛ یعنی بهتر آن است که زنان حتی‌الامکان با نامحرمان تماس نداشته باشند، اما در صورت نیاز و ضرورت، می‌توانند با رعایت حجاب و عفاف به عرصه‌های اجتماعی وارد شوند و هیچ منعی از آن نمی‌باشد. اما اگر بخواهند به آن کمال دست یابند به جاست به این مستحب موکد ملتزم باشند.

البته همین حدیث نورانی را علاوه بر منابع شیعه مثل وسائل الشیعه که ذکر گردید متقی هندی (از علمای اهل سنت) نیز در کنزالعمال، ج 8، ص 315 نقل کرده است.

شیخ علی زند قزوینی

در ایام فاطمیه ورقی از تاریخ اسلام را باز خوانی میکنیم. و آن هم ناراحتی حضرت زهرا از ابوبکر بر سر مسائلی من جمله میراث آن حضرت و غصب آن هست. تا جایی که صحیح بخاری معتبر ترین کتاب حدیثی عامه به نقل از عایشه با صراحت می گوید که (ماتت فاطمه و هی واجده علی ابی بکر) ، یعنی: فاطمه از دنیا رفت در حالی که غضب ناک از ابوبکر بود. و همین صحیح بخاری در چند صفحه قبل به صراحت نقل کرده که پیامبر فرمود :( و من ابغضها فقد ابغضنی) هر کسی فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده و هر که من را ناراحت کند خدا را ناراحت نموده است.

 

تا اینجا قضیه خیلی واضح و روشن است. گرچه برخی بسیار کوشیده اند تا به قول عوام این قضیه را ماست مالی کنند اما با یک صغری و کبری در این امر حقیقت روشن میشود.

اما برخی هم هستند که در عین حال که شیعه نشدند اما به خود اجازه ندادند تا تاریخ و حقیقت را لا اقل در اینباره تحریف کنند. مثلا نویسنده ی  مشهور و روشنفکر اهل تسنن آقای دکتر طه حسین مصری که در قشر جوان عرب بسیار طرفدار دارد در کتاب معروفش به نام (شیخان) که به حوادث دوران خلافت ابوبکر پرداخته به مناسبت وقتی به مطلب بالا رسیده ببینید چه تعبیری کرده :

 

(و ما اشک فی ان الاشهر السته التی عاشها فاطمه بعد قد ملئت نفس ابی بکر کآبه و حزنا لان فاطمه هجرته و لم تکلمه حتی توفیت. و ما اشک فی ان ابابکر لم یمتحن بشی کان اشق علی نفسه من وفاه فاطمه مغاضبه له و من دفنها لیلا علی غیر علم منه و حرمانه ان یشهد جنازتها و یصلی علیها و یبرها بعد وفاتها بما کان یجب لها من البر ... ).

یعنی : شکی ندارم که ابوبکر در شش ماهی که حضرت زهرا بعد از رسول خدا زنده بود در غم و اندوهی گرفتار شده بود. زیرا فاطمه تا زنده بود او را طرد کرده بود و با او از روی قهر سخن نمیگفت. همانطور که شکی ندارم که بزرگترین امتحان ابوبکر درباره ی فاطمه بود زیرا فاطمه با ناراحتی از او از دنیا رفت و مخفیانه و بدون اطلاع ابوبکر دفن شد. و ابوبکر محرم شد از حضور در تشییع و نماز خواندن بر پیکر زهرا و نیز محروم شد از انجام وظایف و نیکی هایی که موظف بود تا در حق حضرت زهرا انجام دهد!!!

 

آری به نظرم این کلمات از این نویسنده ی سنی فاش و علنی بیان کرده است که فاطمیه یعنی چه و چرا ؟!!

شیخ علی زند قزوینی

صفحه قبل 1 2...13 14 15 16 17 صفحه بعد

img